تبليغاتX
پرسه غریب
هنوز هم يک ديدار ساده می‌تواند سرآغازِ‌ پرسه‌ای غريب در کوچهْ‌باغِ باران باشد


پرسه غریب










 

بعد از مدتها ننوشتن. شاید بهتر باشد بگویم ترس از نوشتن..نوشتن کلمات یاغی و گریزان... گذر لحظه های هرچه سبز تر بودن...دوباره حرف دل مرا همشهری خودم بهتر می گوید بی ترس از نوشتن و...

شعری دارد سید که می گوید تا کی نوشتن مشق های دیگران با من است اما من باید بگویم تا کی حرف دل من را علفزارِ اردی‌بهشت سرمستِ از بوی بابونه ....  

من دردها کشيده‌ام از درازنایِ اين شبِ بلند
با اين همه
جهان و هرچه در اوست
به کامِ کلمه‌ْبازِ بی‌چراغی چون من است.


من چکيده‌ی نور و
عطرِ عيش و
آوازِ ملايکم
وطنم همين هوایِ نوشتن از شرحه‌ی نی است.


همين است که اين سکوتِ بی‌باده
بر بادم داده است،
ورنه علفزارِ اردی‌بهشت را
کی بی‌وزيدن از سرمستِ بابونه ديده‌ايد.

 

سید علی صالحی

+ .....  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 .... 2:41  پرسه اي از رضا  |