تبليغاتX
پرسه غریب
هنوز هم يک ديدار ساده می‌تواند سرآغازِ‌ پرسه‌ای غريب در کوچهْ‌باغِ باران باشد


پرسه غریب










*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌

**** عقاب

مردي تخم عقابي پيدا كرد و آن را در لانه ي مرغي گذاشت. عقاب با بقيه جوجه ها از تخم بيرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگيش، او همان كارهايي را انجام داد كه مرغ ها مي كردند. براي پيدا كردن كرم ها و حشرات زمين را مي كند و قدقد مي كرد و گاهي با دست و پا زدن بسيار، كمي در هوا پرواز مي كرد.
سالها گذشت و عقاب خيلي پير شد.روزي پرنده ي با عظمتي را بالاي سرش بر فراز آسمان ابري ديد. او با شکوه تمام، با يك حركت جزئي بالهاي طلاييش، برخلاف جريان شديد باد پرواز مي كرد.
عقاب پير بهت زده نگاهش كرد و پرسيد: "اين کيست؟"
همسايه اش پاسخ داد: "اين يك عقاب است. سلطان پرندگان. او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم.


عقاب مثل يك مرغ زندگي كرد و مثل يك مرغ مرد. زيرا فكر مي كرد يك مرغ است.

 *** كشف كتيبه هخامنشي در خارك، سند ديگري بر نام خليج فارس

جام جم آنلاين: باستان‌شناسان با كشف كتيبه‌اي در جزيره خارك واقع در خليج فارس به خط فارسي باستان ومتعلق به دوره هخامنشي از آن به عنوان سند محكمي مبني بر نام‌گذاري خليج فارس ياد مي‌كنند.

علي اكبر سرفراز، يكي از باستان‌شناسان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر با بيان اين مطلب به ميراث خبر گفت: «هر چند پيش از اين نيز نام خليج فارس برازنده ترين نام بوده است اما با كشف كتيبه‌اي به خط فارسي باستان و متعلق به دوره هخامنشيان مي‌توان از اين نام‌گذاري با سند محكم ديگري دفاع كرد.»

كتيبه‌اي به خط فارسي باستان روز چهارشنبه 23 آبان امسال در پي احداث جاده‌اي در جزيره خارك از زير خاك نمايان شد. كارشناسان در نخستين مطالعات خود روي اين كتيبه، قدمت آن را به دوره هخامنشي تخمين زده‌اند.

سرفراز گفت: «كشف اين كتيبه سنگي در جزيره خارك آن‌هم زماني كه بر سر نام خليج فارس بحث‌هاي متعددي در دنيا به راه افتاده است را مي‌توان به شكل يك معجزه ديد. اين كشف بي شك يكي از مهمترين يافته‌هاي باستان‌شناسي براي اثبات نام خليج فارس خواهد بود.» در حال حاضر سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان بوشهر ادامه فعاليت احداث جاده در خارك را متوقف كرده است تا وضعيت محوطه‌اي كه اين كتيبه در آن يافت شده است مشخص شود.

اين‌كه كتيبه روي سنگ مرجان نوشته شده است نشان مي‌دهد كه در دوره هخامنشيان از بيرون جزيره خارك اين نوشته وارد جزيره نشده است و كساني كه اقدام به نگارش آن كرده‌اند از سنگ‌هاي جزيره براي اين كار استفاده كردند.»

وي احتمال مي‌دهد كه اين كتيبه روي صخره‌‌اي مرجاني در جزيره نوشته شده باشد كه اكنون در محل فعلي كشف شده است. به گفته سرفراز، جزيره خارك به صورت مرجاني حدود 15 هزار سال پيش از زير دريا بيرون آمده است و احتمال مي‌رود كه اين مرجان‌ها چندين ميليون سال قدمت داشته باشند.

از سوي ديگر، تا كنون ساخت و سازهاي شركت‌هاي نفتي باعث شده است كه بخش زيادي از اين صخره‌هاي مرجاني از بين رفته باشد

 

 پی نوشت:

 

**شباهتهای کشورهای جهان سوم شباهت غریبی است چه در رفتار مردم چه در رفتار حاکمان... اینجا هم همان رفتارها در مورد آزادی و حقوق انسان حاکم هست.اما با یه تفاوت که مردم اینجا بیشتر به آینده جامعه وخودشون حساسند(البته نمیشه منکر آزادی های اجتماعی اینجا شد).نسل ما که نه آینده ای برامون متصور هست نه حساسیتی نسبت به آینده جامعه!!! بحث بی هویتی هم که بماند....  نه نمیدانم شاید ما خود خواسته ایم که جهان سوم باشیم.کاش باورمان می شد که گاهی هم خودمان مقصریم نه دشمن..نمیدونم کسی باعث عقب موندن ما شده یا ما خودمون؟؟؟؟

اینم هم نکته ای در باب آفت دروغ که انسجام جامعه را هدف گرفته و همه با آن روزگار را سپری می کنیم: فریدریش نیچه می گه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم"...توجه کنید به عدم باورهای اجتماعی و ....

 

 **دورها آوایی است که مرا می خواند ... آن جا که گلبرگها نمی ریزند و قلبها به سنگ بدل نمی شوند . جایی برای متولد شدن .. آن جا که نه گل سرخی کنده می شود . و نه عشقی ، تحقیر !

+ .....  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 .... 7:16  پرسه اي از رضا  | 


*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌

"بهارغریب"

من به درماندگی صخره و سنگ
من به آوارگی ابر و نسیم
من به سرگشتگی آهوی دشت
من به تنهایی خود می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می آید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ، ژرف ترین راز وجود
برگ بید است که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
تو تماشا کن
که بهاری دیگر
پاورچین پاورچین
از دل تاریکی میگذرد
و تو در خوابی
و پرستو ها خوابند
و تو می اندیشی
به بهاری دیگر
و به یاری دیگر
نه بهاری
و نه یاری دیگر
- حیف
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا
این دریا
پر خواهم زد
خواهم مرد
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد

شاعر:....

***دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.
3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

راستی تو از كدام دسته ای ؟

** از قیصر امین پور:

وقتى جهان‎/ از ریشه جهنم‎/ و آدم‎/ از عدم ‎/ وسعى‎/ از ریشه هاى یاس مى آید‎/ وقتى که یک تفاوت ساده‎/ در حرف‎/ کفتار را‎/ به کفتر‎/ تبدیل مى کند‎/ باید به بى تفاوتى واژه ها‎/ و واژه هاى بى طرفى‎/ مثل نان‎/ دل بست‎/ نان را ‎/ از هر طرف بخوانى‎/ نان است!

http://www.etemaad.com/Released/86-08-23/286.htm#53844

پی نوشت:

** مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط , در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند

**دوستی پایدار و هميشگي از هر چیزی بالاتر است..

** مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

**برهنگی بیماری عصر ماست،اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری!!!

** گاهی با خودم می اندیشم که روزنوشته ها ونوشتن خاطرات توی بلاگ چه مزیتی برای دوستانم داره؟؟..یا وقتی که من مطالبی که به نظرم جالب هست را از سایت هاو روزنامه ها اینجا می نویسم چه نقشی در بالا بردن سطح آگاهی و دانش دوستانم داره...اصلن نیازی به این کار هست؟؟!

واسه من این نوشتن ها یه جورایی به اشتراک گذاشتن علایق دلبستگی و دل نگرانی هاست...

+ .....  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 .... 7:37  پرسه اي از رضا  | 


*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌

*** بزرگداشت کوروش در پاسارگاد

مراسم گراميداشت روز جهاني کوروش (Cyrus Day) در پاسارگاد برگزار شد. در اين مراسم كه از نخستين ساعات صبح آغاز شده و تا عصر ادامه داشت گروه هاي مختلف دوستداران ايران با حضور در مجموعه پاسارگاد و گذاشتن تاج گل بر مزار بنيانگذار سلسله هخامنشي و پدر حقوق بشر به وي اداي احترام مي كردند. به نوشته سایت عصر ايران طي ساعات برگزاري مراسم گروه هاي مختلفي از جوانان و سازمان هاي مردم نهاد شهر هاي گوناگون كشور در اين مكان حاضر شدند و هر كدام به سبكي نسبت به كوروش اداي احترام كردند.

بيست و نهم اكتبر برابر با هفتم آبان سال هاست كه به عنوان روز جهاني كوروش (Cyrus Day) از سوي ایرانیان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع گرامي مي داشته مي شود و در نقاط گوناگون جهان به همين مناسبت برنامه هايي برگزار مي شود. 
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . همچنين 2544 سال پيش در همين روز اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد

*خبر کوتاه بود :

روزنا: دکتر قيصر امين‏پور، شاعر متفکر، متعهد، آزادانديش و وارسته  معاصر كشورمان بامداد امروز از دنيا رفت.امين‌پور ساعت 3 بامداد امروز سه‌شنبه 8 آبان‌ماه در سن 48 سالگي پس از تحمل سال‌ها درد و بيماري بر اثر ايست قلبي درگذشت.قيصر امين‌پور در دوم ارديبهشت ماه سال 1338 در شهرستان گتوند از توابع شهر دزفول متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در شهرستان‌هاي گتوند و دزفول به پايان برد.
وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند. در سال 1376 (ده سال پيش) دکتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، با راهنمايي دکتر شفيعي کدکني گرفت.

«دستور زبان عشق» آخرين دفتر شعر او بود كه تابستان امسال منتشر شد و مورد استقبال بسياري از متقدان قرار گرفته بود.
در كوچه آفتاب، تنفس صبح، طوفان در پرانتز، منظومه ظهر دهم، مثل چشمه مثل رود، بي‌بال پريدن، به قول پرستو، گزينه اشعار ،گل‌ها همه آفتاب‌گردانند، سنت و نوآوري در شعر معاصر و شعر و كودكي ، از عناوين ديگر كتاب‌هاي اين شاعر و استاد دانشگاه تهران است.

 روحش شاد.. 

از اشعار قيصر امين‏پور:

آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقف‌هاي سرد و سنگين، آسمان‌هاي اجاري

با نگاهي سرشکسته، چشم‌هايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي‌هاي خميده، ميزهاي صف کشيده
خنده‌هاي لب پريده، گريه‌هاي اختياري

عصر جدول‌هاي خالي، پارک‌هاي اين حوالي
پرسه‌هاي بي‌خيالي، نيمکت‌هاي خماري

رونوشت روزها را روي هم سنجاق کردم
شنبه‌هاي بي‌پناهي، جمعه‌هاي بي‌قراري

عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث
در ستون تسليت‌ها، نامي از ما يادگاري

***راستی ، تو می روی _ ساکت و بی هیاهو _ و می دانی که :
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

***مراقب باشيم در دام نيفتيم

می خواستم اشاره ای به استعفای دکتر علي لاريجاني داسته باشم  اما به دلیل کمبود وقت نشد. مقاله پیوست و یادداشت مسیح در این زمینه خواندنی است:

 عبدالله ناصريہ-سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان
از موضوعات بسيار مهم در روزهاي گذشته در ميدان ارتباطات و رسانه ها، موضوع استعفا يا عزل آقاي علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي در اين شرايط حساس بود. به دور از وقايع پشت پرده که نهايتاً به اين تغيير منجر شد، نکته مهمي که بايد اصلاح طلبان و رسانه هاي اصلاح طلب و همه مردم عزيز به آن توجه کنند، نقش آقاي علي لاريجاني در شکل گيري اين شرايط حساس است. نگاه به اين موضوع مهم است. به عقب برگرديم. همه منصفان دوران اصلاحات را که پس از شرايط بحراني کشور در سال 1375 شکل گرفت- شرايطي که ايران را با يک اجماع فراگير اروپايي عليه خود و در آستانه يک برخورد قرار داده بود - يک گشايش ملي مي دانند. جداي از اين مطلب که در کشا کش مبارزات انتخاباتي آن دوره سهمي که صداوسيماي تحت مديريت آقاي علي لاريجاني در تخريب جريان اصلاح طلبي خط امام داشت فراموش ناشدني است، روند تخريبي رسانه ملي و مديريت عالي آن در تخريب چهره اصلاح طلبان در دو قوه مقننه و مجريه و زير سوال بردن تمام سياست هاي نوگرايانه جريان مرد مسالار ديني که با الهام از آراي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و توسط سيد محمد خاتمي با قرائتي نو عرضه مي شد. چهره يي که از اصلاحات در رسانه ملي ارائه مي شد ناکار آمد، غوغاسالار، بي دين و ... بود. اين همه از صداوسيماي آقاي علي لاريجاني بود. در عرصه سياسي، اجتماعي و فرهنگي يادمان نرفته نمايش هايي چون کنفرانس برلين و برنامه هويت که هم سو و هم جهت و با الهام از قلم نويسندگان مصون و محفوظ، به مردم ارائه شد چه بحراني در عرصه هاي ملي و بين المللي پديد آورد . يادمان هست يکي از روحانيون سر شناس و درس خوانده مدرسه حقاني در برنامه زنده تلويزيوني با زنجيربافي هاي عمووار عامل قتل هاي زنجير ه يي را دولت اصلاحات و سيد محمد خاتمي معرفي کرد. هرگز از يادمان نمي رود در سريال هاي تلويزيوني و در قالب طنز چگونه مردمسالاري و دستاوردهاي آن از جمله توسعه احزاب و مطبوعات زير سوال مي رفت و به سخره گرفته مي شد. يادمان هست چگونه دستاوردهاي بزرگ دولت و مجلس اصلاحات ناديده گرفته مي شد و چگونه يک مساله کوچک منطقه يي، ملي و حتي از منظر رسانه بين المللي مي شد. چگونه يک موضوع جعلي يا بي هويت مساله ملت نشان داده مي شد؟ ماجراي گوشت هاي آلوده يادمان هست. به خاطر داريم در فصل انتخابات دوم شوراي شهر و روستا چه تصوير زشتي از بعضي از منازعات کوچک درون شوراي اول به رخ کشيده شد تا بدبيني به بزرگ ترين دستاورد دولت که احياي اصل بزرگ فرو مانده ميثاق ملي بود را افزايش دهد. به سخنراني هاي مهم سيد محمد خاتمي در خارج و از جمله دانشگاه هاروارد و سازمان ملل چگونه پرداخته مي شد. به اندازه کمتر از عشر پردازش به موضوع اخير کلمبيا که دوستان آقاي لاريجاني در وصفش گفته اند مهمتر از جنگ 33 روزه حزب الله با اسرائيل بود، يا به اندازه ... بزرگ بوده است، پناه بر خدا.آن همه ناسپاسي نسبت به اصلاحات، دولت، مجلس، شورا و رياست آن همه در صداوسيماي آقاي علي لاريجاني بود.روا نيست اينک که او مستعفي يا معزول است و نقش غيرمدبرانه و غوغا سالارش در ايجاد ذهنيت سوء نسبت به مديريت سابق پرونده هسته يي بر کسي پوشيده نيست به خاطر منازعه يا مخالفتش با رياست محترم شوراي عالي امنيت ملي ناخود آگاه مورد تمجيد قرار گرفته، تطهير شود. دولت و دبير خانه شوراي امنيت در مورد هسته يي، اصلاحات و مردمسالاري و مختصات خط امام يکسان مي انديشند. آقاي لاريجاني حق بزرگي بر دولت نهم دارد. او بود که بخشي از مردم را نسبت به اصلاحات بدبين کرد و زمينه روي کار آمدن يک دولت مخالف دوران اصلاحات و سازندگي را پديد آورد. قلم زنان اصلاح طلب هوشيار باشند آقاي لاريجاني را قهرمان نکنند.....
 
***لزوم تقليل‌گرايي- احمد زيدآبادي

آدميان در سليقه، خط مشي، انديشه و اخلاق با يكديگر متفاوتند و ظاهرا تا هنگامي كه بشر شانس زندگي بر ‏روي زمين را داشته باشد، گريزي از اين اختلافات نيست.‏ به نظر مي‌رسد ملت‌هاي ديگر به ميزاني كه پيشرفت كرده‌اند، از در سازگاري بيشتري با هم درآمده‌اند و به ‏آساني هر اختلافي را تبديل به كينه ورزي و خصومت با هم نمي‌كنند.‏

ما ايرانيان اما استعداد غريبي در تبديل اختلاف‌ها به خصومت و كينه ورزي داريم و اغلب منتظر برو اختلاف ‏با كسي هستيم تا او را در صف دشمنان خود قرار دهيم.‏ در واقع همين استعداد غريب، جامعه ايراني را چنان دچار انواع و اقسام خصوت‌ها كرده است كه گاهي ‏وحشت از آينده وجود آدمي را لبريز مي‌كند.‏

ما هر چند كه خود را فرهيخته و با فرهنگ بدانيم و گذشته تاريخي خويش را به رخ ملت‌هاي ديگر بكشيم، ‏واقعيت‌مان اين است كه تاب تحمل غير خود را نداريم و نسبت به مخالفانمان جانب انصاف را رعايت ‏نمي‌كنيم. به عبارتي روشن‌تر اغلب ما به نوعي مستبد و ديكتاتور هستيم.‏

ترديدي نيست كه بسياري از ما در حوزه انديشه و اي بسا صادقانه مدافع سرسخت آزادي و مداراجويي ‏هستيم، اما در عمل توان پايبندي به آنچه را كه مي‌گوييم، نداريم.‏ من سال‌هاست كه آموخته‌ام در باره افراد بر اساس انديشه‌هايي كه ترويج مي‌كنند، نمي‌توان داوري كرد بلكه ‏داوري بايد بر مبناي رفتار روزمره افراد صورت گيرد.‏

به نظر من در يك ساختار شخصيتي معيوب مهم نيست كه چه انديشه‌اي قرار گرفته باشد. آدم نابالغ چه داراي ‏انديشه چپ باشد و چه راست، چه مذهبي و چه كافر، چه آزاديخواه وچه غير آن، در عمل يك رفتار از آن سر ‏مي‌زند و آن هم بي تحملي و خودمحوري است.‏ در مقابل، يك فرد سالم و بالغ، چندان مهم نيست كه ليبرال باشد يا سوسياليست، مومن باشد يا ملحد. چنين ‏شخصي در عمل رفتاري مطبوع و انساني و مداراجويانه دارد و جانب انصاف را در برخورد با مخالفان خود ‏رعايت مي‌كند.‏

در سنت سياسي ايراني، ظاهرا پرخاش و بي ادبي و گستاخي به مخالفان فكري و استراتژيك نوعي هنر ‏مبارزه تصور مي‌شود و از همين رو چون بختكي روح و روان همه ما را سخت و سنگين كرده است.‏ من به واقع نمي‌دانم چنين فرهگ و سنتي در چه زوايايي از زندگي فردي و اجتماعي ما همواره بازتوليد ‏مي‌شود، اما مي‌دانم كه كه سطح اين مساله روانشاختي است و نه جامعه شناختي.‏

پی نوشت:

این پست طولانی شد اما باز مطالب بسیاری مانده كه با شما به بحث گذارم.

*بدنبال مقصد که باشی، راه خود راهنماست...ناشناس

**جشن 500 سالگی برای خلیج فارس

http://www.aftabnews.ir/vdcc0iq2b4qee.html

**تظاهرات دانشجويی در ونزوئلا علیه چاوز

هزاران دانشجوي ونزوئلايي پنج شنبه به وقت محلي در خيابانهاي کاراکاس پايتخت اين کشور در اعتراض به همه پرسي در خصوص اصلاحات قانون اساسي اين کشور، تظاهرات کردند. دانشجويان خواستار به تعويق افتادن همه پرسي دوم دسامبر براي دو ماه شدند.

در اين همه پرسي از مردم ونزوئلا ديدگاه آنها در مورد دادن کنترل ذخاير بين المللي به دولت، ايجاد نظام جديدي در خصوص تقسيم مناطق سياسي، حذف مرکزيت گرايي و همچنين حذف محدوديتها در خصوص تعداد دوره رياست جمهوري، پرسيده مي شود.

دانشجويان تظاهرات اعتراض آميز خود را از دانشگاه مرکزي ونزوئلا آغاز کرده و سپس به سوي ساختمان شوراي ملي انتخابات راهپيمايي کردند. اين در حاليست که نيروهاي گارد ملي پس از آن با شليک گاز اشک اور و پاشيدن آب، تظاهرکنندگان را متفرق کردند.

برخي از دانشجويان در اين تظاهرات اعتراض آميز زخمي شدند.و یک نفر هم کشته شده است.

*** ببینید:

http://parsnya.blogfa.com/

+ .....  سه شنبه هشتم آبان 1386 .... 22:27  پرسه اي از رضا  |