تبليغاتX
پرسه غریب
هنوز هم يک ديدار ساده می‌تواند سرآغازِ‌ پرسه‌ای غريب در کوچهْ‌باغِ باران باشد


پرسه غریب










 

*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌

 

 

*برای یادآوری گذشته ها و اندیشدن

تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد ....

 

*اصلاحات در دوران قاجار

از اول هفته دو کتاب از فریدون آدمیت بر پیشخوان کتابفروشی های ایران دیده می شود که یکی از آن ها درست پس از ۳۰ سال انتظار به چاپ رسیده است." امیرکبیر و ایران" و "اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار" دو کتابی است که پس از سال ها منتشر می شود و نام فریدون آدمیت را بر روی جلد دارد.

"اگر عباس میرزا شاهزاده ناکام را نخستین اصلاح طلب درون حکومتی در دوره قاجار بدانیم، بعد از او امیرکبیر مهم ترین و شاید بزرگ ترین اصلاح طلب آن دوره است. اقدامات اصلاح طلبانه او اگر چه بری از خطا و حتی خودخواهی های انسانی نبود، اما آن قدر مهم بود که شاهزادگان و درباریان را چندان نگران کرد که کمر به قتل او بستند. قتل امیرکبیر، به توقف اصلاحات درون حکومتی انجامید و زمینه را برای استبداد ناصرالدین شاهی فراهم کرد و سال ها کسی جسارت سخن گفتن از اصلاح امور را نزد ناصرالدین شاه نداشت تا نوبت به سپهسالار رسید.

میرزا حسین خان سپهسالار پس از امیرکبیر مهم ترین اصلاح طلب درون حکومت است که در سال های کوتاه نخست وزیزی اش توانست اصلاحاتی را به انجام برساند. سپسهالار با این که یکی از اصلاح طلبان مهم دوره قاجار است که برای نخستین بار بحث احداث راه آهن را به عنوان یکی از نشانه های ترقی مطرح کرد و شاه را راضی کرد تا به سفر فرنگ برود تا راه و رسم حکومت داری جدیدی را بیاموزد، اما موضوع اصلی کتاب آدمیت نیست.

در این کتاب عصر سپسهالار مورد توجه است، هر چند نقش او در برخی از پیشرفت های این دوره غیر قابل انکار است و آدمیت نیز به آن ها اشاره می کند. این دو کتاب در کنار هم دو مقطع مهم از تاریخ معاصر ایران را بررسی می کند که نتایج آن برای ایرانیان می تواند بسیار عبرت آموز باشد. در واقع "اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار" کتابی است در ادامه "امیرکبیر و ایران" که خوشبختانه اکنون هر دو کتاب با هم در دسترس است."

الیاس احمدی  ............... www.bbc.co.uk

**پي نوشت:

توي وبگردي هاي هميشه ام به مطلبي از دكتر مهاجراني رسيدم: ديدم كه برداشت يكساني از زندگي غريبها داريم:
اينجااز زندگی با تمام وجودشان استفاده می کنند.ما شرقی ها انگار کوچ نشینیم.آینده آرمانی ما در دور دست است.اینان خیالی آسوده از آینده دارند و لحظه حال را با تمام توان در می یابند.
می توان در زندگی به آنچه نداریم مدام بیندیشیم و حسرت بخوریم.می توان از داشته ها هم خرسند بود و البته به آینده نیز چشم داشت.
زندگی که تکرار نمی شود.شاید کسی زیبا تر از کیارستمی مفهوم زندگی را تصویر نکرده است؛ صدای آن پیرمرد موزه تاریخ طبیعی یادتان است.:" نمی خواهی جلو مدرسه بروی صدای بچه ها را بشنوی؟ نمی خواهی طعم گیلاس را بچشی؟"
زندگي همین لحظه هاست
 
***برای روز کودک و به امید فردای بهتر برای آنان:
 
 
 
*** مولوي هم صادر شد! - [كسري نوري]
دريغ و درد كه گويي در اين بلواي سياست و درگيري ايران با بحران‌هاي ريز و درشت داخلي و خارجي، تاريخ و فرهنگ اين سرزمين هم به يغما مي‌رود و ساكنان اين خانه صم‌وبكم چونان انسان‌هاي مسخ‌شده، تاراج ميراثشان را به نظاره نشسته‌اند. ديرزماني نيست كه از رهگذر ورود ايران به چالش‌هاي جهاني و از ميان آن همه تنش‌هاي جانكاه و طاقت‌فرسا براي ملت ايران، كشورهاي پيرامونمان پلي ساخته‌اند به سوي پيشرفت و تحول!
گويي هرچه ايران بيشتر درگير جدال‌هاي جهاني مي‌شود، مركب آنها پرشتاب‌تر مي‌شود. نگاهي به كشورهاي حاشيه خليج‌فارس بيندازيد. همان‌ها كه قرن‌ها زير سايه ايران با اندوه و حسرت مي‌زيستند و امروز به لطف تحريم‌هاي ايران و با پول ايرانيان آن بيابان‌هاي برهوت و لم‌يزرع را به فستيوال آسمانخراش‌ها تبديل كرده‌اند و اكنون اين ماييم كه بايد از سرعت تحول در آن شيخ‌نشين‌هاي بي‌آب و علف غرق تحير شويم و با حسرت سر تكان دهيم!
ديگر شايد ساده‌انگارانه باشد چنانچه بگوييم كشورهاي منطقه خواهان حل و فصل مسائل ايران در معادلا‌ت جهاني‌اند، زيرا در اين صورت ديگر چه دليلي براي خروج كرور كرور ثروت از اين سرزمين براي سرمايه‌گذاري در شيخ‌نشين‌هايي است كه ساختن يك نيويورك در كنار گوش ايران، روياهاي بلندپروازانه آنها را شكل مي‌دهد؟ ‌
حسرتمندانه به تماشاي حركت پرشتاب شيخ‌نشين‌هاي كوچك خو كرده بوديم كه همسايه‌اي ديگر كه اتفاقا او نيز از بحران‌هاي متعدد ايران در ساليان گذشته براي سروسامان دادن به اقتصاد ورشكسته‌اش كم بهره نبرده بود، در اوج بي‌عملي مسوولا‌ن ايران شوخ‌چشمانه به تاراج ميراث فرهنگي سرزمينمان آمد! تركيه مدت‌زماني است در يك راهزني آشكار تاريخي و فرهنگي درصدد معرفي مولا‌نا به عنوان يك شاعر ترك به جهانيان برآمده است. تصوير دردآوري كه روز سه‌شنبه گذشته در صفحه نخست روزنامه اعتماد نقش بست كه همسر رجب طيب اردوغان را در حال هديه دادن مثنوي به عنوان اثر برجسته شاعر ترك به همسر بوش نشان مي‌داد، بيش از هر چيز، شوربختي ما را نشان مي‌داد كه هويت و تاريخمان را به چپاول نشسته‌اند و ما خم به ابروي مبارك نمي‌آوريم! براي مقابله با اين سرقت فرهنگي ظاهرا نبايد به دولتمردان اميدي بست زيرا فعلا‌ً وقت گرانبهاي آنها بايد صرف تدوين برنامه اداره جهان شود و تصاحب مولا‌نا آن‌قدر اهميت ندارد كه برايش چاره‌اي عاجل بينديشند! اما جامعه روشنفكري و نخبگان فرهنگي و هنري كه داعيه هويت ملي دارند را چه مي‌شود؟!
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=47870
 
چرا هيچ‌كس براي مولا‌نا كه نه براي خودمان مرثيه‌سرايي نمي‌كند؟ چرا هيچ‌كس براي اعتراض به اين سرقت فرهنگي تجمعي برپا نمي‌كند؟ چرا اين‌قدر بي‌تفاوت شده‌ايم؟ چرا...؟
 
 
****آخرین خبر:
 کميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران به مناسبت سال جهاني مولانا با ارائه طرح دوفوريتي که روز سه شنبه در جلسه علني شوراي شهر بررسي خواهد شد، شهرداري تهران را ملزم به بازپيرايي خيابان مولوي و نصب پيکره اين شاعر بزرگ قرن هفتم ايران در شهر تهران خواهد کرد.
+ .....  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 .... 7:17  پرسه اي از رضا  | 


*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌
 
در ميان خبرها و اتفاقات، نگاهي کوتاه به آنچه بر محيط زيست کشور طي دو سال اخير رفت، مي اندازيم شايد همان گونه که مردم را متاثر کرد مسوول اجرايي آن يعني سازمان محيط زيست را نيز وادار به اقدامي جهت حفظ و نه سکوت در مقابل تخريب حيات زيستي اين سرزمين کند.

حذف ماهي از سفره مردم ماهشهر

به دنيا آمدن جنين هاي بي سر، عقيم شدن زنان و مردان به علت استفاده از ماهي هاي آلوده به جيوه يکي از داغ ترين اخبار زيست محيطي بود که تنها سکوت مسوولان و عدم پاسخگويي آنها را همراه داشت، اما بندرنشينان ماهشهر که روزگاري ماهي و ميگو جزء غذاهاي اصلي سفره هايشان بود، امروز ماهي را به خاطر ترس از آلودگي هاي جيوه يي موجود در آب هاي خليج فارس از فهرست غذاهاي سفره هايشان حذف کرده اند. ماهشهر از جمله شهرهاي صنعتي است که ترکيبات شيميايي و فاضلاب پتروشيمي بندر رازي و امام 30 سال است که بدون تصفيه وارد آن و آب هاي خليج فارس مي شود. اين آب که حاوي عناصر خطرناکي چون جيوه و محصولاتي چون آمونياک است موجب بيماري هاي جدي براي شهروندان ماهشهري شده است، اما پاسخ مسوولان به فاجعه زيست محيطي در ماهشهر هيچ چيز جز سکوت شان نبود.

تخليه زباله در تالاب

21 درصد تالاب هاي کشور در استان خوزستان وجود دارد و تالاب شادگان به تنهايي 38 درصد کل مساحت تالاب هاي کشور است. حال تالابي با اين ويژگي به جاي آنکه پذيراي تنوع گونه هاي زيستي باشد، به محلي براي تخليه زباله ها و پساب هاي شرکت هاي نيشکر استان که بدون تصفيه وارد تالاب شادگان مي شوند، تبديل شده و در پي آن سبب نابودي محيط زيست و موجودات تالاب و همچنين از دست رفتن و نابودي زيبايي و جنبه گردشگري و زيست محيطي آن شده است. کشت و صنعت نيشکر از نظر بارآلودگي در خوزستان دومين رتبه را دارد که شامل فاضلاب هاي بخش صنعتي و همچنين زهاب هاي بخش کشاورزي آن مي شود.

مانگرو در محاصره آلودگي نفتي

نام جنگل هاي حرا (مانگرو) براي همه ما آشنا است. اگر سري به قشم بزنيم حتماً از ديدن گياهان نيم شناور جنگل هاي حرا در تالاب بين المللي «خوران» سير نمي شويم، اما آنچه اين تالاب را با مشکل مواجه کرده است قطع درختان اين منطقه براي تهيه سوخت و غذاي دام، ورود آلودگي ها (به ويژه آلودگي نفتي)، ايجاد مزارع پرورش ميگو، فعاليت هاي ماهيگيري و خشکسالي و کاهش ورود آب هاي سطحي از جمله مهمترين مخاطرات و عوامل تهديدکننده تالاب بين المللي «خوران» است.

فاجعه زيست محيطي در تالاب انزلي

گيلان و مازندران شمالي ترين و زيباترين استان هاي کشور نيز از وقوع فاجعه هاي زيست محيطي به دور نمانده اند. آغاز مجدد احداث جاده کنارگذر داخل تالاب بين المللي انزلي از ديگر خبرهاي پرسروصدا بود تا آنجا که معصومه ابتکار مدير سابق سازمان محيط زيست را برآن داشت تا از شخص رئيس جمهور بخواهد در مورد آن اقدام کند. ساخت جاده در مسير تالاب انزلي از مباحث مطرح سال 77 بود که درگيري هايي را ميان سازمان محيط زيست و وزارت راه به دنبال داشت. در حالي که بر اساس صورتجلسه 3 آذرماه سال 1383 وزارت راه مکلف شد، مسير کنارگذر انزلي را خارج از تالاب بين المللي انزلي احداث کند و اين امر در جلسه دولت نيز به تصويب رسيد. باز هم مسوولان پروژه اقدام به احداث مسير در داخل تالاب کردند که اين امر با مقاومت مسوولان محيط زيست روبه رو شد. تالاب بين المللي انزلي از 11 رودخانه بالادست آبگيري مي شود و به 4 روگا آب هاي آن تخليه مي شود که در صورت اجراي اين پروژه تعدادي از دهانه هاي روگاها مسدود شده و اين امر موجب مي شود که اکولوژيک اين تالاب بين المللي مختل شود و بخش وسيعي از کارکردهاي آن از بين برود.

نابودي سالانه 125 هزار هکتار جنگل

هر ساله به دليل قطع بي رويه و آتش سوزي، 125 هزار هکتار جنگل از بين رفته و سال ها طول مي کشد تا تنها درصد کمي از آن باز توليد شود. اين تنها مشکل اين دسته از مناطق بکر و زيباي ايران نيست، بلکه تصميم هاي ناگهاني وزارت راه براي ساخت جاده از ديگر تهديدهايي است که اين مناطق را به خطر مي اندازد و تا آنجا که در اقدام اخير خود تصميم به ساخت جاده در جنگل زيباي ابر کرده است. حال بايد ديد سازمان محيط زيست تا چه اندازه توان دارد در مقابل اين اقدام مقاومت و پافشاري از خود نشان دهد.

تخريب تالاب ميقان

ساخت جاده دسترسي توسط کارخانه املاح معدني و ورود سرريز فاضلاب شهري، زيستگاه تالاب ميقان اراک را با خطر تخريب روبه رو ساخته است، اين جاده قرار است از ميان تالاب ميقان در نزديکي شهر اراک، براي تسهيل برداشت سولفات سديم کشيده شود. تالاب ميقان علاوه بر زيبايي و جاذبه بالاي گردشگري، پذيراي پرندگان مهاجر مانند فلامينگوها، غاز و اردک است. رها شدن پساب خروجي تصفيه خانه فاضلاب اراک، برداشت سولفات سديم از حوالي اين تالاب براي يکي از کارخانه هاي استان مرکزي و اجراي طرح هاي آبخيزداري و کنترل آب در حوزه آبخيز تالاب و تعاملات و تعادل اکوسيستم در تالاب، از جمله ديگر مشکلات تالاب است و منتظر براي آنکه بداند تصميم مسوولان محيط زيست در مورد آن چيست؟

خليج فارس هر روز آلوده تر

خليج فارس با وجود تغييرات اقليمي در سطح جهان، خود با مشکل کم آبي و زيست محيطي مواجه است. حال تصور کنيد با ورود آلودگي آب هايي که به آن وارد مي شود آيا چيزي باقي مي ماند که بتوان نام آن را خليج فارس گذاشت، آيا با شرايط فعلي نبايد نگران از ميان رفتن ماهيت خليجي آن باشيم، کارشناسان محيط زيست ميزان خسارت ناشي از آلودگي نفتي نيروگاه توانير بندرعباس در آب هاي ساحلي خليج فارس را 400 هزار دلار برآورد کردند اما اين تنها خسارت مالي خليج هميشه فارس است.

قبرستان فلامينگو ها

دو هزار جوجه فلامينگو در درياچه بختگان به علت خشکي آب درياچه تلف شده است و دو هزار و 500 قطعه جوجه فلامينگوي ديگر نيز در آستانه مرگ قرار دارند. علت خشک شدن آب درياچه بختگان و نابودي فلامينگوها، کم آبي ناشي از احداث سد در بالادست اين درياچه اعلام شده بود که وزارت نيرو اين مساله را تکذيب کرد و خشکسالي را عامل آن دانست.

آسيب رساني به سرخه حصار

پارک ملي سرخه حصار قديمي ترين منطقه حفاظت شده جهان است و از آنجا که پارک ملي محسوب مي شود حق ساخت و ساز در آن وجود ندارد. اما با اين وجود سازمان مقررات قانوني لايحه قانوني در مورد خريد و تملک اراضي و املاک ميان سازمان حفاظت از محيط زيست و شرکت تعاوني مسکن زيتون بر سر 240هکتار از اراضي پارک ملي سرخه حصار را رعايت نکرده است. تکليف سرخه حصار همچنان نامعلوم باقي مانده گاه وسايل ساخت و ساز را به آن منتقل مي کنند، گاه کارگاه ها به راه مي افتند، گاه جاده يي مي سازند و گاه اعلام مي کنند جاده از سمت ديگر ساخته مي شود ولي دوباره ماشين هاي باري را مشاهده مي کنيد و...

نوبت پارک ملي کوير شد

هوبره، گورخر ايراني و يوزپلنگ آسيايي از گونه هاي جانوري در معرض خطر انقراض هستند، علت انقراض گونه هاي جانوري را شکار بي رويه و تخريب زيستگاه هاي اين گونه ها عنوان کرد. احتمال نابودي پارک ملي کوير در پي عمليات اکتشاف نفت و ذخيره سازي گاز در حساس ترين وزن منطقه وجود دارد، در حالي که پارک ملي «کوير» يکي از مهمترين زيستگاه هاي يوزپلنگ نادر ايراني، توسط «برنامه انسان و کره مسکون» يونسکو، به عنوان ذخيره گاه زيست کره ثبت شده است. وزارت نفت قصد دارد طي دو پروژه در اين منطقه نسبت به ذخيره سازي گاز و اکتشاف نفت و گاز اقدام کند که گفته مي شود اين پروژه ها تمام وسعت پارک ملي کوير را دربرمي گيرد. هر روز در پارک هاي ملي، مناطق حفاظت شده و ديگر نقاط شاهد تخريب هاي وسيع و گسترده محيط زيست توسط سازمان هاي متفاوت دولتي هستيم که اين تخريب ها در اکثر مواقع با سکوت مسوولان همراه بوده است. اين تنها نمونه هايي از تخريب هاي وسيعي است که در همه جاي ايران هر روزه شاهد آن هستيم. در مورد کشوري با ويژگي آب و هوايي 4 فصل که از شمالي ترين تا جنوبي ترين مناطق آن داراي جاذبه هاي خاص زيست محيطي و گردشگري است بايد گفت، حق محيط زيست اين سرزمين بيش از اينها است

http://www.etemaad.com/Released/86-06-21/205.htm#44058

 پی نوشت:

۱.روزي که اميرکبير گريست

در سال 1264 قمري، نخستين برنامه دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود.

هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند، امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد، بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي‌كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند.

روز بيست و هشتم ماه ربيع‌الاول به امير اطلاع دادند كه در همه شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن، تنها 330 نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره‌دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم، جن زده مي‌شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اين‌كه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.

در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند. امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند.
 منبع حكيمي، محمود. داستان‌هايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ

 ۲.دعا می کنم رامن کوچولوی ما (بال ها و ریشه های من)زودتر حالش خوب بشه و بازم از صلح برامون بگه

۳. حلول ماه مهمانی خدا بر مهمانان سفره بیکران رحمت الهی فرخنده باد.

*ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

*انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند

*آدم هايي هستند مثل قطار شهر بازي، که از بودن با آنها لذت مي بريد، اما به جايي نمي رسيد

 

+ .....  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 .... 19:47  پرسه اي از رضا  | 


 

*زندگي‌ اصيل‌ را فقط‌ كساني‌ انجام‌ مي‌دهند كه‌ دو سرمايه‌ دارند: عقل‌ در مسائل‌ نظري‌ و وجدان‌ در مسائل‌ عملي‌

نگو که دلواپسِ آسمان و سکوتِ صنوبر نبوده‌ای
تو حاضر بودی حتی به خاطرِ يک گلدانِ تشنه
با بادِ بَدآيندِ آذرماه آهسته سخن بگويی!

نگو که دلواپسِ بعضی مسائل ساده،
بعضی مسائل معمولی نبوده‌ای
تو حاضر بودی حتی به خاطرِ پرهيز کوچه از سکوت،
با چشمِ بسته و دلِ شکسته از بُن‌بستِ گريه بگذری!

نگو که دلواپسِ دفترِ نانوشته‌ی آن همه ترانه نبوده‌ای
تو حاضر بودی حتی به خاطرِ يک تبسم ساده،
يک اشاره‌ی روشن،
هزار بارِ بی‌دليل از مشقِ آن همه شبِ تيره جريمه شوی!
نگو که دلواپسِ ارغوانِ شکسته و پيله‌های پَربسته نبوده‌ای
تو حاضر بودی حتی به خاطرِ يک پروانه در شوقِ ارغوان
به سهمِ خود از توت‌بُنانِ تبر نديده ترانه بخوانی!

 

پی نوشت:

۱.جواب بعضی پرسش های دوستان در مورد دو پست قبلی:

* به طور خلاصه مهمترين آسيب‌شناسي فرهنگ عمومي ما كه متأسفانه از طرف مطبوعات و بسياري از مردم صريحاً يا تلويحاً بر آن دامن زده مي‏شود، عنايت به حق انتزاعي و بي‏توجهي به حق تجربي يا قانوني است در نتيجه اين امر، شيوه احقاق حق نيز مورد بي‏عنايتي قرار مي‏گيرد، و توانايي جامعه حتي براي استيفاي حداقل از حقوق مردم نيز تحليل مي‏رود.

*يكي از متفكران ايراني معتقد بوده كه ما ملت خود ويرانگري هستيم و هميشه توجيهات كافي براي ناديده گرفتن قانون و شكستن آن در اختيار داريم. اين آسيب اجتماعي بدون شك نتيجه‏اي جز ويرانگري ندارد و علل گوناگون براي بروز آن عنوان مي‏شود

*يكي ديگر از توجيهات قانون‌شكني اين است كه چون هيچ كس يا عموماً قانون را رعايت نمي‏كنند، دليلي ندارد كه من آن را رعايت كنم، و در چنين اوضاعي هر كس قانون را رعايت كند متضررتر مي‏شود.

*يكي از توجيهات رايج در قانون شكني، بي‌عنايت بودن طبقه حاكم به رعايت قانون است گويي كه قانون براي طبقه حكومت‌شونده وضع مي‏شود، و حكومت‌كنندگان و اصحاب قدرت بي‏نياز از رعايت كردن آن هستند

*http://www.ayande.ir/1386/06/_1_8.html

۲.چند وقتی است که میان آمدن و رفتن هیچکدام را انتخاب نکردم...نه حس ماندنی هست نه انگیزه رفتنی!!!

۳. هشتصدمین سالروز تولد مولانا بر دوستدارانش گرامی باد

۴. اینکه مولوی را ترکها متولی شوند و بوعلی سینا را عربها برای متولی اصلی آن (سوای مردم ایران) وزارت فرهنگ کمی عادی نشده؟؟؟!!!!! جالب هست که در کنفرانس بزرگداشت مولوی ایران جایی ندارد!!!!!!!

۵. حیفم آمد  این مطلب را نخوانید:

سايت جبهه ملي ايران چندي پيش در حاشيه انتشار زندگينامه استاد علي‌اكبر دهخدا، اديب و شاعر نام‌آشناي معاصر و صاحب «لغتنامه دهخدا»‌، به انتشار نامه دعوت رئيس اداره اطلاعات سفارت آمريکا براي مصاحبه با راديو صداي آمريکا و پاسخ دهخدا به وي پرداخت كه در پي مي‌آيد:

19 دي 1332
خيابان ايرانشهر، فيشرآباد، تهران
آقاي محترم؛ صداي آمريکا در نظر دارد برنامه‌اي از زندگاني دانشمندان و سخنوران ايراني، در بخش فارسي صداي آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين اداره جنابعالي را نيز براي معرفي به شنوندگان ايراني برگزيده است. در صورتي که موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرماييد تا براي مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذ گردد.
ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگاني و سوابق ادبي سرکار، قطعه اي نيز از جديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد.

با تقديم احترامات فائقه
سي. ادوارد. ولز
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبراي آمريکا

***        ***         ***          ***         ***  

جناب آقاي سي. ادوارد. ولز، رئيس اداره اطلاعات سفارت کبراي آمريکا
نامه مورخه 19 دي ماه 1332 جنابعالي رسيد، و از اين‌که اين ناچيز را لايق شمرده‌ايد که در بخش فارسي صداي آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم.

شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهاي ايران و بعضي از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسي اين کار مي شد، تا حدٌي مفيد بود؛ براي اينکه ممالک متحده آمريکا، عده‌اي از مردم ايران را بشناسند. ولي به فارسي، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد.

و چون اجازه داده‌ايد که نظريات خود را در اين باره بگويم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت مي‌دهم، بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبراي آمريکا به زبان انگليسي، اشخاصي را که لايق مي داند معرفي کند. و بهتر از آن اين است که در صداي آمريکا به زبان انگليسي براي مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتي به اسم ايران هست که خانه‌هاي قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق‌هاي آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق‌ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا مي‌روند و مشغول زراعت مي‌شوند، و هيچ وقت نشده است وقتي که به خانه برگردند، چيزي از اموال آنان به سرقت رفته باشد.

يا يک شتردار ايراني که دو شتر دارد و جاي او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران مي آيد و در ازاي «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم براي صد فرسخ راه حمل مي‌کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت مي‌دارد، و هميشه اين نوع مال‌التجاره‌ها سالم به مقصد مي‌رسد.

و نيز دو تاجر ايراني، صبح شفاهاً با يکديگر معامله مي‌کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر مي کند. معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمي‌کند و آن ضرر را متحمٌل مي‌شود.

اينهاست که از اين گوشه آسيا شما مي‌توانيد به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوري که انگليسي‌ها ايران را معرفي کرده‌اند، يک مشت آدمخوار زندگي نمي‌کنند، و از طرف ديگر به فارسي، به عقيده من خوب است که در صداي آمريکا، طرز آزادي ممالک متحده آمريکا را در جنگ‌هاي استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته‌ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن‌ها و فرانکلن‌ها در ايران، براي حفظ استقلال از همان طرق بروند.

در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم مي‌دارد.
علي‌اکبر دهخدا

۶. تنها آن چيزي را به خود جذب مي کنيد که بي نهايت به آن مي انديشيد. "اسکاول شين"

+ .....  یکشنبه یازدهم شهریور 1386 .... 8:5  پرسه اي از رضا  |