| پرسه غریب |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
«اكنون نيمي از دوره كاري دولت نهم سپري شده است. در اين مدت دولت، ايجاد فرصتهاي اشتغال، افزايش درآمد و ارتقاي عدالت اجتماعي و محروميتزدايي را در سرلوحه برنامههاي خود قرار داده است. در عين حال بر اساس قانون، متعهد به اجراي برنامه چهارم نيز بوده است. براي تحقق اين اهداف، دولت تدابير و سياستهايي را انديشيده و در صدد اجراي آنها برآمده است. ضمن ارج نهادن به تلاشهاي دولت محترم، متاسفانه بايد گفت كه اين مساعِي منجر به تحقق خواستههاي مردم و اهداف مسوولان نشده است. به گمان ما علت اين است كه بخش بزرگي از اين اقدامات مغاير معيارهاي علمي سياستگذاري اقتصادي و اصول شناختهشده مديريت بخش عمومي است. انتظار بر اين بود كه دولت محترم بهويژه جنابعالي و همكارانتان در وزارتخانههاي اقتصادي و سازمانهاي ذيربط، اين نقدها و نظرها را جدي بگيرند و انتشار ديدگاهها و اعلام آمادگي استادان اقتصاد كشور را براي همفكري در امور كارشناسي مغتنم شمارند. اما بياعتنايي دولت به نظرات علمي استادان و كارشناسان در حوزه سياستگذاري اقتصادي موجب گرديده است كه متاسفانه بسياري از پيشبينيهاي بدفرجام صاحبنظران تحقق يابد. *نامه 57 استاد اقتصاد دانشگاههاي ايران به احمدينژاد http://www.baztab.ir/news/69039.php پی نوشت: ۱.امیدوارم که این دفعه آقای دولت توجهی به دل نگرانی های این اساتید نمایند و نگویند که همه مشکلات ما از تحصیل کرده های فرنگ است... به امید سربلندی ایران ۴. عکس هم مربوط به دیار گذشته هاست. تا درودی دیگر بدرود.
+
..... سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 .... 5:31 پرسه اي از رضا
|
گاهی توی این فکر که چی بنویسم غرق می شوم و آخر سر هم به این نتیجه می رسم که چیزی ننویسم..همون خوی شرقی و محافظه کاری ها...
از سیاست بنویسم یه سری ملاحظات می خواد من هم که نمی تونم با ملاحظه بنویسم نتیجه این میشه که ننویسم...
از مسائل جاری کشور هم که گاهی می نویسم اما خوب اینم یه جورای دیگه....بگذریم بهتر است از گذشته ها با نگاهی به آینده بگم..بهتر به فکر آبادانی ایران باشیم. این موضوع هم بی ربط به سیاست نیست آخه میدونین اینکه اینور دنیا تو را با همه تاریخ پر افتخارت با همه تمدن و فرهنگت.... با یه مقیاس های دیگه می سنجن دردناکه...من اینجا خیلی تلاش می کنم که ایران و ایرانی را بشناسونم اما متاسفانه اونقدری که ما(بیشتر مخاطبم دولت هست) خودمون بد نشون دادیم که سالها زمان می بره که ثابت کنیم ایرانی کی هست....
حیف که فرهنگ ایرانی داره رو به انحطاط می ره..باید باورمون بشه که ما یه ایرونی هستیم و بعد از اون دین و اعتقادمون میاد وسط....یا حداقل به ایرانی بودن ما هم ... خودمون باید این فرهنگ و گذشته را زنده نگه داریم..... به امید ایرانی سربلند پی نوشت: اینجا ما ایرانی ها یه کلوپ هستیم. معمولن به هم هستیم. که این با هم بودن اون حس وطن پرستی و ایرانی بودن را بیشتر می کنه...امشب دعوت یکی از دوستان عزیز متاهلم بودم که منو واسه صرف چای به محفل مهربان و گرم خودش دعوت کرده بود..دختر خانم کوچولوی گلش هم واسه ما فلوت می زد...شب خوبی بود.... گفتن در مورد مردم اینجا .فرهنگشون. خرده فرهنگشون و... نیاز به یه مطالعه میدانی و مفصل داره اما همون طور که تو پست های قبلی هم گفتم اینجا یه دنیای دیگه هست. با همه فقری که تو امریکای لاتین هست اما زندگی جریان داره..شادی جز جدا نشدنی زندگی ایناست...گفته بودم که اینجا به زبان اسپانیولی (میگن زبان خدایان هست)صحبت میکنن.. دروغ تو ی فرهنگشون جایی نداره..بر عکس مملکت ما که گذشته درخشانی داره اینجا تاریخ آنچنانی ندارن اما این باعث نشده که یه سری اصول اخلاقی را فراموش کنن.هنوزاعتماد توی جامعه هست...(من گاهی می گم ما فقط گذشته درخشانی داریم اما الانو چی عرض کنم؟ من که میگم ما حتی گاهی یاد مون میره که از کجا اومدیم. دقت کردین یه جورایی یه نسل بی هویت داریم که نه ایرانی بودنشون معلومه نه دینشون. اینم باز به آقای دولت بر میگردها.البته نه فقط سینور احمدی نژاد)... خوب این پی نوشت طولانی شد..تا بعد http://www.youtube.com/watch?v=N3m-CotAJIE&mode=related&search http://www.youtube.com/watch?v=mMEcDUARoag&mode=related&search=
+
..... پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 .... 7:45 پرسه اي از رضا
|
مشکلات اقتصادی دولت احمدی نژاد، افزايش سريع قيمت ها از سال ۸۵، ادامه ی اين روند و پاسخگو نبودن دولت، موضوع نقش منفی درآمدهای نفتی هم در سيستم اقتصادی و هم در سيستم سياسی کشور را به بحث روز کارشناسان و صاحب نظران اقتصادی و سياسی تبديل کرده است. يکصد و پنج سال پيش، در اواسط سلطنت يازده ساله مظفرالدين شاه قاجار، هنگامی که جويبارهای تحول خواهی و تجدد می رفتند تا به رود خروشان انقلاب مشروطيت منتهی شوند، برای اولين بار در تاريخ کشور امتياز بهره برداری از نفت ايران به يکی از اتباع انگليس به نام "دارسی" واگذار شد. هفت سال بعد هنگامی که انقلاب مشروطيت به عمر يکساله ی استبداد صغير پايان داده بود [۱۲۸۷ خورشيدی]، پس از مدت ها تلاش و کاوش از سوی مهندسان و مديران دارسی سرانجام اولين چاه در منطقه مسجد سليمان به نفت رسيد. استبداد ديرپای شرقی برای اولين بار در تاريخ ايران مشروط شد و ملت منشا همه قدرت ها تعريف گرديد. انقلاب مشروطيت مالکيت تاريخی و قدرت آفرين دولت بر "زمين و آب" را بتدريج از بين برد. اما از يکسو، ناامنی، آشوب و هرج و مرج بزودی زمينه را برای اقبال عمومی از قدرتی مقتدر و سرانجام بازگشت دوباره ی استبداد فراهم کرد و از سوی ديگر ، پيدايش ذخاير مهم نفت در ايران و بهره ی مالکانه ی آن که به خزانه ی دولت سرازير می شد، کم کم جانشين مالکيت دولت بر زمين و آب شد. البته چندين سال طول کشيد تا دولت بهره ی مالکانه ای که از شرکت نفت ايران و انگليس دريافت می کرد را به تسلط کامل بر تمامی منابع و درآمد نفت کشور تبديل کند. درآمد ايران از صادرات نفت در دوران رضا شاه رقم چندان قابل توجهی نبود و حتی تا دوره ی اول سلطنت محمد رضا شاه وارد بودجه دولت نمی شد. در پی ملی شدن صنعت نفت، دولت کنترل کامل تاسيسات و همه مراحل اکتشاف، استخراج و صدور منابع نفتی کشور را در دست گرفت. بعلاوه افزايش قيمت نفت، درآمد عظيمی را سالانه به خزانه دولت وارد می کرد. ملی شدن صنعت نفت نه تنها باعث افزايش حجم دستگاه دولتی شد بلکه درآمدهای هنگفت نفتی را در بعد از کودتای سال ۱۳۳۲ کم کم وارد بودجه کشور کرد. استبداد شرقی در شکل "استبداد نفتی" ظاهر شد و نظام مطلقه ی سلطنتی به رژيم خودکامه ی شاه تبديل شد. موسی غنی نژاد اقتصاددان که طرفدار آزادسازی قيمت ها، حذف يارانه ها و خصوصی سازی است، معضل اصلی اقصاد ايران را دولتی بودن آن در شکل عمده ی خود، و واريز شدن درآمدهای نفتی به خزانه دولت می داند. او اصولا ملی شدن صنعت نفت توسط مصدق را اشتباهی بزرگ ارزيابی می کند. غنی نژاد معتقد است که تامين منافع ايران از منابع نفتی خود که فی نفسه امر مهمی بود، لزوما به معنای دولتی کردن صنعت نفت نبود. او معتقد است بجای ملی کردن می شد تقاضای سهم بيشتری از درآمد نفت را کرد يا عمليات اکتشاف، استخراج و فروش نفت را به بخش خصوصی واگذار کرد. اين اقتصاددان معتقد است: " اگر مصدق توانست که کل صنعت نفت را ملی کند، بنابراين به طريق اولی اين توان را داشت که مفاد آن قرار داد را به نفع ايران تغيير دهد. عدم انجام اين کار به نظر من اشتباه بزرگی بود.... آن سنگ بنائی که گذاشته شد برای ملی کردن صنعت نفت ، يعنی دولتی کردن نفت يک اشتباه بزرگ بود.... دولتی شدن صنعت نفت يک بحث است اينکه منافع کشور ايران از منابع و ذخاير زيرزمينیاش تامين شود. يک بحث ديگر." عباس عبدی در مقام سياستمدار و صاحب نظر اقتصادی درآمدهای نفتی دولت را هم علت اقتصاد بيمار و هم ريشه مشکلات سياسی کشور می داند. او معتقد است که در ايران با قرار گرفتن نفت تحت سيطره ی حکومت ها و دولت ها، هر کس به حکومت می رسيد "مطابق باورها و انديشه هايش که مستقل از مردم بود يا مستقل می شد، حکومت می کرد. ربطی هم به حاکم خوب و بد ندارد." عبدی راه حل را کوتاه کردن دست دولت از درآمدهای نفتی و توزيع آن بين همه ايرانيان می داند. در اينصورت دولت نيز برای اداره ی امور خود مانند بسياری از ديگر کشورها، از مردم ماليات می گيرد. به عقيده ی عبدی نه تنها اين راه حل مقدار زيادی از نابرابری های اقتصادی را از بين خواهد برد، بلکه از يکسو دولت را، که در اين صورت ماليات بگير می شود، پاسخگو می سازد و از سوی ديگر مردمی که ماليات می هند را متوقع از دولت. دولت ديگر نمی تواند با استقلال مالی خويش، مستقل از ملت عمل کند و برعکس به ملت وابسته خواهد شد. عباس عبدی معتقد است که درآمدهای نفتی "درآمدهايی خنثی" نيستند که در دست عده ای [ اصلاح طلبان] خوب مصرف شوند و در دست عده ای ديگر[محافظه کاران] بد. هر چند وی طبيعتا وجود تفاوت هايی در اين مورد را می پذيرد. به زعم وی عليرغم نيات اوليه و خيرخواهانه، منطق اقتصادی درآمدهای رانتی نفت، دولت مخصوص به خود را می سازد.
منابع * تضاد دولت و ملت، نظريه تاريخ و سياست در ايران، محمد علی همايون کاتوزيان، ترجمه عليرضا طيب، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰ * مصاحبه با موسی غنی نژاد، سايت ايران انرژی http://www.ienews.ir/ * آينده، سايت شخصی عباس عبدی *نفت برای همه ايرانيان، حميد فرخنده: http://news.gooya.eu
+
..... پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 .... 3:36 پرسه اي از رضا
|
باید دوستانی داشته باشی، و چون زندگی بدین گونه است، و مفیدِ فایده بایدبود نه خیلی غیرضروری، باید صبور بود اگر جوان هستیم باید سگی را نوازش کرد دانهای هم بر خاک بیفشان هرچند خُرد بوده باشد آرزومندم پول داشته باشی. زیرا در عمل به آن نیازمندی
+
..... یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 .... 19:41 پرسه اي از رضا
|
دایی مهربان که هر پنج شنبه توی کنج (پرسه های اندیشه http://parsnya.blogfa.com) روح و جان را می پالاید پیشنهاد نوشتن چیزی تو مایه های سفرنامه را دادند....نمیدونم چقدر می تونم موفق بشم؟ تا به حال سفرنامه ننوشتم اما خوب تلاش می کنم که یه چیزای یاد بگیرم بعد شروع کنم به نوشتن......
در اين كوچههايي كه تاريك هستند حكايت كن از صداهایی كه من خواب بودم، و خاموش شد. ..... گاه به يک جاهايی میرويم (سید علی صالحی)
+
..... یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 .... 1:1 پرسه اي از رضا
|
سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم ، بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم . ( ماركوس گداوير) درک زندگی تنها با نگاه به گذشته میسر است اما زندگی کردن تنها با نگاه به آینده (سورن کیرکگارد) آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند (گابريل گارسيا ماركز) هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید زیرا این راه تنها به همان جایی می رسد که دیگران رسیده اند (گراهام بل) لبخند، حتي زمانيکه بر لبان يک مرده مي نشيند ، بازهم زيباست . کريستيان بوبن بعد از تحریر: اینجا توی کاراکاس اوضاع کمی بی ریخت شده... آقای چاوز تنها تلویزیون مخالفا را بسته و مردم هم ریختن تو خیابونا..یه جور حکومت نظامی شده.... اما نکته جالب رفتار اجتماعی مردم و نترسیدن از عواقب اعلان مخالفت با نظام حاکم هست....کاش جامعه ما هم امکان بروز این رفتار را می داشت.... کاش می شد جامعه ما هم به بلوغ فرهنگی می رسید..البته نحوه نگاه آقای دولت (وام از وبلاگ پرسه های اندیشه) هم مهم است...کاش آقای دولت نحوه تعامل با اعتراضات مدنی و صنفی را یاد می گرفت...... به امید ایرانی سربلند و پایدار
+
..... شنبه دوازدهم خرداد 1386 .... 19:56 پرسه اي از رضا
|
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 10 خرداد 1386
مسئولان كشور ما اصرار دارند كه اوضاع ايران كاملا عادي است و خطري كشور را تهديد نميكند، كاش همانطور بود كه آنها ميگويند، اما از لابلاي سخنان خودشان هم ميتوان درك كرد كه وضعيت كشور تا چه اندازه نگران كننده است. سردار اشتري رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي نيروي انتظامي، هفته پيش نمونهاي از "گستاخي اراذل و اوباش" را نقل كرد و از جمله گفت: "در موردي ديگر، اراذل و اوباش به منزل يكي از بدهكاران خود ميريزند و دست و پاي مرد را بسته و در مقابل چشمان او به همسرش تجاوز ميكنند. دو – سه شب بعد از شكايت آن مرد، چهار نفر به منزل وي ميريزند و به دخترش نيز تجاوز ميكنند." سردار به مورد ديگري اشاره كرد و گفت: "يكي از اراذلي كه اخيرا دستگير شده در محله سكونت خود با ايجاد رعب و وحشت، هر گاه اراده ميكرده با مراجعه به هر خانهاي دختران خانه را با خود ميبرده است." سردار اشتري موارد فوق را براي توجيه رفتار خشن و تحقيرآميز پليس با اراذل و اوباش مطرح كرده، اما ناخواسته از ناامني وحشتناكي كه بر پايتخت ايران سايه انداخته، پرده برداشته است. طبق گفتههاي سردار، اوباشان براي هتك نواميس مردم از چنان آزادي عملي برخوردار بودهاند كه هر گاه اراده ميكردهاند دختران محل را با خود ميبردهاند. در اين ميان، كسي از سردار نپرسيد كه آيا اين همان امنيت بيمانندي است كه مقامهاي جمهوري اسلامي بارها آن را به رخ مردم كشيدهاند و خواستار شكرگزاري آنها به دليل زندگي در سايه چنين نظام امني شدهاند؟ در واقع آنچه سردار اشتري گفته، نه فقط تحقير و بدرفتاري علني با اراذل و اوباش را توجيه نميكند، بلكه ادعانامهاي عليه دستگاههاي حافظ نظم و امنيت در اين كشور است كه از استقرار نظم و امنيت در محلههاي مختلف شهر باز ماندهاند و اينك ميخواهند با روشهاي مكانيكي و حركتهاي نمايشي، اراذل و اوباش را بترسانند، غافل از آنكه تا زماني كه زمينههاي ارتكاب جرم، ضعف روحي مردم ستمديده در دفاع از خود، مسئوليت ناشناسي نيروهاي حافظ نظم و سياستهاي فاجعهبار و ضد علمي دستگاههاي تصميمگير ادامه دارد، اوباش و اراذل نيز بازتوليد و تكثير خواهند شد و امنيت جامعه را بيش از پيش به مخاطره خواهد انداخت. نمونه ديگري از اذعان تلويحي به وضع نابسامان امنيتي را ميتوان در سخنان مدير كل ضد جاسوسي وزارت اطلاعات مشاهده كرد. وي ميگويد: "به دنبال اين اقدامات، ما با بسياري از اتباع خود به عنوان جاسوس يا كساني كه مورد آزار اطلاعاتي و نظامي قرار ميگيرند، مواجه ميشويم كه اين بسيار نارحت كننده است." وي با يادآوري اينكه سرويسهاي اطلاعاتي بيگانه وعده ويزا، اقامت در كشورهاي اروپايي و پرداخت مبالغي به طعمههاي خود ميدهند، افزود: "آنها هيچگاه به وعدههايشان عمل نميكنند، چه بسيار افراد خودي كه به اين وعدهها دل خوش كردهاند، اما به آنه نرسيدهاند و اين اقدامات جز وطن فروشي چيز ديگري نصيب آنها نكرده است." مقام امنيتي كشور آنگاه از بيتوجهي بسياري از ايرانيها به منافع و امنيت وطن خود گلايه و نسبت به اين موضوع اظهار نگراني ميكند. آيا نبايد از اين مقام امنيتي پرسيد كه چه شده است كه بسياري از ايرانيان در سوداي به دست آوردن ويزا، اقامت و مبلغي پول، به قول ايشان به "وطن فروشي" رو آوردهاند؟ آيا ايرانيان هميشه نسبت به وطن خود بيتفاوت بودهاند يا اينكه برخي از عملكردها، سياستها، سختگيريها و ايدئولوژيها، حس وطن دوستي در بسياري از ايراينان را ضعيف كرده و به ورطه وطن فروشي انداخته است؟ بيش از ده سال است كه اغلب صاحبان فكر و انديشه، بنا به حس دلسوزي و وطندوستي خود نسبت به ادامه برخي از روشهاي فاجعه بار و خانمانسوز حكومت و پيامدهاي هولناك آن براي ايران هشدار ميدهند، اما هشدار آنها چگونه پاسخ داده شده است؟ آيا بياعتنايي و واكنش خشن و همراه با توهين و تحقير و افترا به همين هشدارها نبوده است كه امروز مقام بلندپايه امنيت كشور را به گلايه تلخ از شرايط حاكم بر استانهاي مرزي كشور واداشته است؟ متاسفانه شرايط كشور نگران كننده است و فرداي آن نگرانكنندهتر. در اين ميان، فقط يك برنامه ملي مبتني بر برابري همه شهروندان ايراني و حفظ مصالح منافع ايران است كه ميتواند نجات بخش ما باشد، در غير اين صورت، در بحري فرو خواهيم رفت كه به قول عين القضات، آن سرش به ديد نبود. آيا در اين برهوت گوش شنوايي يافت ميشود؟
+
..... پنجشنبه دهم خرداد 1386 .... 6:9 پرسه اي از رضا
|
+
..... یکشنبه ششم خرداد 1386 .... 19:21 پرسه اي از رضا
|
پنجم خرداد، ۹۹ سال پیش اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان فوران کرد و صنعت نفت ایران پایه گذاری شد. اینکه دستاورد ما از این صد سال چه بوده مجالی دیگر می طلبد اما حداقل میشه خاطر نشان کنم که خوزستان و بالا خص مسجد سلیمان نصیبی از این نعمت نبردند..........آیا می رسد روزی که ایران هم دین خود را به خوزستان ادا کند؟
مطلب پیوند روزانه از سایت آینده درهمین زمینه هست. اما یادی از اولین شهر نفتی خاورمیانه بی مناسبت نیست: مسجد سلیمان شهری است که در میان کوههای زاگرس در استان خوزستان واقع شده است. از شمال شرقی به شهرستان شوشتر و از شمال غربی تقریبأ به بخش لالی و از غرب به شهرستان ایذه و از جنوب به شهر اهواز ارتباط دارد. اکثر جمعیت این شهر از ایل بختیاری هستند. یکی ازعوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان اکتشاف نفت دراین منطقه است. اولین چاه نفت ایران در این شهر در منطقهای بنام میدان نفتون درسال ۱۲۸۷ به نفت رسید. شروع حفاری این چاه درسال ۱۲۸۶ خورشیدی و خاتمه حفاری درسال ۱۲۸۷ خورشیدی بود. اولین چاه ۳۶۰ متر(۱۱۷۹ پا) عمق داشت که از آن روزانه ۳۶۰۰۰ لیتر (معادل ۸۰۰۰ گالن) نفت استخراج میشد. نیروی محرکه ماشینهای استخراج نفت از این چاه از بخار آب تامین میشد و به استیم (STEAM) معروف بود. شرکت ملی نفت درمحل استخراج آن درمنطقه دره خرسون درحال حاضر موزهای بر پا کرده است. مسجد سلیمان پس از اتمام کارهای استخراج نفت در این شهر به شهری مصرف کننده و فاقد امکانات تولیدی واشتغال تبدیل شده است. با اینکه سد شهید عباسپور، یکی از بزرگترین سدهای ایران، درجوار این شهر است مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه الی چهار ساعت در روز) از آب استفاده میکنند. مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدانهای گازی، گاه دچار مسمومیتهای ناشی از استنشاق بوی گاز میشوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شدهاند. در چند سال اخیر توجهی به ایجاد زیر ساختهای صنعتی و گسترش اشتغال در این شهر شده است. قرار است که در سال ۲۰۰۸ میلادی جشن صدمین سالگرد اکتشاف نفت در خاورمیانه و انقلاب صنعتی ایران در این شهر برگزار شود.
+
..... شنبه پنجم خرداد 1386 .... 23:46 پرسه اي از رضا
|
به پايان فكر نكن .... انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند...... بگذار كه پايان تو را غافلگير كند....... درست مانند آغاز
حافظ مي گويد: جايي كه تخت و مسند جم مي رود به باد گر غم خوريم خوش نبود، به كه مي خوريم
+
..... شنبه پنجم خرداد 1386 .... 22:29 پرسه اي از رضا
|
B is pronounced much more lightly than in English, with no pressure of C before "E" and "I," "th" in "theatre," as La Cena (the supper), La Ch always as "ch" in "church" (never hard as in "monarch"), as D at the end of a word or after a vowel is pronounced very softly and G before "E" and "I" is pronounced guttural, as El general (the H is a mute letter J is always guttural, as Juan (John), Jornalero (day labourer), Junio Ll is "ly", stronger than "li" in "pavilion," as Belleza (beauty), Folleto Ñ is ny, stronger than "ni" in "pinion," as Niño (child), Caña (cane), El Q is only used before "ue" and "ui" (and the "u" is then mute), as R as in English, but it is always rolled, as Caro (dear, expensive Rr always rolled strongly, as Carro (cart), El ferrocarril :the S always pronounced as "s" in "soap," and never as in "as" or "sure T as in "tea," but never as "t" in "nation." It must be pronounced V is pronounced much more lightly than in English, as Vino (wine), Vivir Y is the Spanish "I Z is "th" in "theatre," as Zarazas (cotton prints), Zorra :fox K and W are only found in foreign words used in Spanish
+
..... شنبه پنجم خرداد 1386 .... 9:31 پرسه اي از رضا
|
+
..... شنبه پنجم خرداد 1386 .... 9:25 پرسه اي از رضا
|
به یاد حماسه دوم خرداد به یاد خاتمی و تمام خوبیهایش (با توجه به عدم بلوغ اجتماعی مردم ایران وسیستم حکومتی در کشورمان نا جوانمردی است که او را مقصر همه چیز بدانیم) به یاد وطن به یاد خرمشهر. خوزستان و گوشه گوشه این خاک عزیز به یاد شهدای آزاد سازی خرمشهر . آنانی که از خود گذشتن تا ما باشیم. مسولیت سنگینی داریم در قبال آنان و و طنمان مام میهن . ایران من .سرزمین آریایی. پاینده باشی و استوار
+
..... پنجشنبه سوم خرداد 1386 .... 7:48 پرسه اي از رضا
|
صادق هدایت در پیام کافکا میگوید: «آدمیزاد یکه و تنها و بی پشت و پناه است و در سرزمین ناسازگار گمنامی زیست میکند که زاد و بوم او نیست، با هیچ کس نمیتواند پیوند و وابستگی داشته باشد. خودش هم میداند... میخواهد چیزی را لاپوشانی بکند، خودش را به زور جا بزند، گیرم مچش باز میشود: میداند که زیادی است. حتا در اندیشه و تکرار و رفتارش هم آزاد نیست. از دیگران رودرباستی دارد، میخواهد خودش را تبرئه کند. دلیل میتراشد، از دلیلی به دلیل دیگر میگریزد، اما اسیر خودش است، چون از خطی که به دور او کشیده شده نمیتواند پایش را بیرون بگذارد. *از وبلاگ عباس معروفی
شاسوسا (سهراب سپهری)
+
..... سه شنبه یکم خرداد 1386 .... 7:40 پرسه اي از رضا
|
|

