| پرسه غریب |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+
..... دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 .... 1:44 پرسه اي از رضا
|
به مناسبت 28ارديبهشت . روز بزرگداشت خيام نيشابوري؛ اصول فلسفه خيام بر خردگرايي و تعقل استوار است. عقل تنها عنصر مورد علاقه اوست. او هرچيزي را كه با معيارهاي عقلي مخالفت كند قبول ندارد. در سير تفكر و شيوه انديشيدن خيام درفضاي رباعياتش، ميتوان سه مرحله را به وضوح دريافت. نخست مرحله خردگرايي مطلق است كه در توانايي عقل ترديدي ندارد و هيچ چيز را دربرابر خود نميبيند: ايام زمانه ازكسي دارد ننگ كو درغم ايام نشيند دلتنگ عالم اگر از بهر تو ميآرايند مگر اي بدان كه عاقلان مگر آيند مرحله دوم، مرحله شك است كه خيام با قدرت در همه چيز حتي برخي بديهيات شك ميكند. او به جاي همه مردمان زمانش شك ميكند تا بينديشد. شك او شكي فردي و شخصي نيست : ازجمله رفتگان اين راه دراز بازآمده اي كو كه به ماگويد راز مرحله سوم فلسفه خيام كه خردگرايي او را كامل ميكند،هنگامي است كه در برابر نادانستههايش اقرار ميكند و با قاطعيت ميگويد نميدانم: دارنده چو تركيب طبايع آراست باز ازچه قبل فكندش اندر كم وكاست
خيام ميگويد اگر چنانچه من درهمه چيز مجبورباشم ديگر در روزقيامت با چه استدلال و حجتي مرا پاي ميز محاكمه ميكشانند: برمن قلم قضا چو بي من رانند پس نيك و بدش زمن چرا ميدانند از آنجايي كه خيام نيشابوري در سرزمين ايران مسكن آرياييها زيسته است، اصولاً فيلسوفي شادمان است و مخاطبانش را به شادماني دعوت ميكند و با ميو معشوق روزگار ميگذراند. درتمامي رباعيات خيام يك نكته اساسي وجود دارد وآن تأكيد بر اينكه درلحظه زندگي كنيم و زمان حال را دريابيم و فرصت را ازدست ندهيم. به بيان ديگر به حسرت خوردن از گذشته وهمه چيز را به آينده سپردن، روزگار را هدر ندهيم، بلكه اكنون را دريابيم وآن را ازخود سرشار كنيم. عمر خيام هم مانند حكيم ابوالقاسم فردوسي، انساني جامعه گرا است و شادي را بدون شركت ديگران و به دور از همنوعان به رسميت نميشناسد. خيام با آگاهي خردمندانه از مرگ، ارزش زندگي را درك ميكند. بنابراين تأكيد ميكند كه هركدام از ما نوبتي در اين جهان داريم و نوبت خويشتن را كه حق مسلم ماست، بايد زندگي كنيم، همچنان كه ديگران آمدند و زيستند و رفتند: *تلخیص از:شاد زيستن كار خردمندان است - دكتر عبدالحسين فرزاد - روزنامه اعتماد ملی
+
..... دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 .... 0:30 پرسه اي از رضا
|
این هم فال من از راه دور توسط دایی مهربان و دوست داشتنی( وبلاگ پرسه های اندیشه): هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی / که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی ... ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست / بکش دشواری منزل به یاد عهد آسانی خیال چنبر زلفش فریبت می دهد حافظ / نگر تا حلقه ی اقبال ناممکن نجنبانی
+
..... یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 .... 3:9 پرسه اي از رضا
|
از این هفته آموزش مقدماتی زبان اسپانیولی را سعی میکنم که شروع کنم.
نظر دوستان تو این زمینه گره گشا خواهد بود.
+
..... یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 .... 2:46 پرسه اي از رضا
|
به توصیه یکی از دوستان عزیزم این پست به ونزوئلا اختصاص داره:
ونزوئلا کشوری در شمال امریکای جنوبی. که پایتخت آن شهر کاراکاس در سواحل زیبای دریای کارائیب است.ونزوئلا در زبان لاتین به معنای ونیز کوچک است و از این رو این نام را یافته است که یابندگان این سرزمین دیدند که بومیان این سامان خانههای خود را بر روی آب ساخته اند. ونزوئلا مساحتی در حدود ۹۱۲۰۵۰ کیلومتر مربع دارد. ونزوئلااگرچه جزو مناطق گرمسیری است اما آب و هوای آن از گرم و مرطوب تا سردسیر تغییر میکند که بستگی به توپوگرافی، ارتفاع، جهت و شدت بادهای منطقهای دارد. دراکثر مناطق کشور دوره باران مشخصی وجود دارد. دوره باران از ماه میتا نوامبر بوده و به صورت زمستان درنظر گرفته میشود و بقیه سال را تابستان در نظر میگیرند. این کشور را براساس ارتفاع به ۴ منطقه دمایی تقسیم میکنند:
بیش از ۱۰۰۰ رودخانه در ونزوئلا جریان دارد که از این میان رودخانه اورینوکو از همه مهمتر است.که طولی معادل ۲۵۰۰ کیلومتر دارد و از مرز برزیل (رشته کوههای مرتفع گایانا)سرچشمه میگیردو به اقیانوس اطلس میریزد. این کشور جزو کشورهای غنی از لحاظ معدن و مواد معدنی میباشد.به طور کلی ذخائر معدنی غنی از آهن، بوکسیت، طلا و الماس را دارا میباشد و همچنین از بزرگترین صادر کنندگان سیمان و بوکسیت میباشد. ونزوئلا از مهمترین تولیدکنندگان زغالسنگ، آهن، فولاد، آلومینیوم نیزمی باشد. به طور کلی اقتصاد این کشور متکی به نفت و گاز است.حدود ۷۰ درصد درآمد این کشور از نفت حاصل میشود. این کشور پنجمین صادر کننده نفت خام، سومین تولید کننده اوپک و از نظر میزان ذخایر گاز رتبه هشتم را در جهان داراست. عمده نفت سنگین این کشور در کمریند نفتی اورینوکو قرار دارد. مخارن نفت سبک و گاز عمدتن در شمال این کشور و در اعماق دریای کارائیب و خلیج ونزوئلا قرار دارند. ماراکایبو و متورین دو منطقه اصلی نفتی ونزوئلا می باشند. هم اکنون بسیاری از شرکتهای بزرگ نفتی درونزوئلاو خصوصن در کمریند نفتی اورینوکو مشغول فعالیتهای نفتی می باشند. مردم ونزوئلا ترکیبی از نژادهای مختلف: سرخپوست. اروپایی. آسیایی می باشند. مردم ونزوئلا بسیار خونگرم و مهربان می باشند. واحد پول ونزوئلا بولیواری می باشد که نرخ رسمی آن معادل ۲۲ صدم دلار آمریکا می باشد.زبان رسمی اسپانیولی (زبان خدایان) می باشد. (در ونزوئلا پیدا کردن یک انگلیسی زبان حس دیدن یک همزبان را به آدم میده). ونزوئلا و خصوصن شهر کاراکاس از نظر امنیت( بعلت در مسیر قاچاق مواد مخدر قرار داشتن و فعالیت این باندها . فقرو آزاد بودن حمل اسلحه) با مشکل مواجه می باشد. تصویری که از خواندن کتابهای مارکز و دیگر نویسندگان و شعرای آمریکای لاتین دارید را می توانید در ونزوئلا ببینید. حس انقلابی گری .ضد امپریالیستی و افکاربولیوار در ونزوئلا به وضوح دیده می شود. گفتن در مورد ونزوئلا بدون ذکر نام چاوز خالی از لطف می باشد. هوگو رافائل چاوز فریاس (متولد ۲۸ ژوئیه ۱۹۵۴) پنجاه و چهارمین رئیس جمهور ونزوئلا است. چاوز به عنوان رهبر «انقلاب بولیواری» شناخته میشود و به خاطر سیاستهای سوسیالیست دموکراتیک و ضدیت رادیکال با جهانیسازی نئولیبرالی و سیاست خارجی ایالات متحده مشهور است. سواحل زیبای کارائیب. رودخانه اورینوکو. آبشار آنجل. دشت کانیما. جزیره مارگاریتا.پارک ملی در چیچیری ویچی و ..... قابل توصیف نمی باشد.
+
..... یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 .... 2:27 پرسه اي از رضا
|
ازکنار يکديگر رد مي شويم و تنها چيزي که در سال هاي دور باقي مي ماند ، تنها ،خاطره ايست که مثل باد به جاي باد ، هر کجا که مي خواهد ميرود...مي وزد.شايد به همين دليل ساده است که از خودم چيزي براي گفتن...پنهان کردن...يا از دست دادن ندارم. مانند دانه برفي که فقط يک بار درست در برابر چشمانت ،از بالا ،از ميان هزاران دانه برف آرام فرود مي آيد و در انبوه سپيدي برف پوش زمين جايي ، مي نشيند و گم مي شود و تو ديگر آن را نخواهي يافت ، نخواهي ديد
همچون رهگذري که فقط يک لحظه از کنارت مي گذرد و تو تا پايان دنيا ،ديگر او را نمي بيني و نخواهي دانست که او که بود. من هم يکي از همان رهگذرانم ! درست مثل تو ! همه ما از کنار يکديگر رد مي شويم ، گاهي به سادگي...گاهي به مهرباني...گاهي دير و...گاهي ناتمام. ناتمام از کنارم رد شويد و سنگ ها را از راهم جمع کنيد تا به سادگي از کنارتان رد شوم. این متن یکی از دوستان (مهدیه خانم) هست. قلم قشنگ و روانی دارد. راستی شما با این حرف موافق هستین: اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
+
..... چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 .... 4:3 پرسه اي از رضا
|
يك: بر بلنداي كرانه اي پنهان مي درخشند نگينها، سينه ي دلدار… من و او او ومن به كنار بوسه ها بوسه ها و ناله هاي سه تار… كاش فلاخني مارا مي پراند جائي دور سياره اي بي حضور سرمايه دار، زندانبان . فراسوي سيب دستان تو و ديگر هيچ . پشت بهار بركه هاي ماه و بيشه هاي ستاره گيسوي گشوده ي تو و ديگر هيچ . بنگر براينسو شانه هام - هق هق خيس هزار ستاره و ديگر هيچ . شنهاي ثانيه قطره قطره ها ي دقيقه آوار سنگلاخ ساعت… بي پلكان و پنجره با رواندازي از روياها و ياد تو تنها تر از هميشه پير مي شوم … چهار: دستان تو از من چشمان: ستاره و شبنم بگذار سپيده زار پيشانيت بگشايد دريچه هاي زمين را جنگلهاي بلندا صحراهاي سحر و راز بي نگفت دستانت بي نام مي مانند دستان گشوده ات/ دهانهاي گفتگو سبد سبد سرود را بر سينه هاي آسمان مي پاشند چشمانت افشاي تاريكي شبستانها و گونه هات مهرباني بي تكلف سايه سار درختي پر ميوه اما گستره ي دستان سپيده ات چيزي نيستند جز تكيه گاه شاخه ي شكسته ي تنم … با تو در آمدم در شهر دود و مقراض و آهن و سرمايه . از چهار راه ها يخزده، كدر شامگاهي شلوغ گذشتيم . آنجا بود كه در دستان كوچك كودك گلفروش شكفتند هر سو صدها شاخه ي خوشبو … اما انبوه آدمي وارگان منگ در پشت فرمان خودروها به خميازه گيج: پنجه هاورم كرده/ چشمان عتيقه … ماندند منتظر گنديدند در انزوا… - گل! گل! فرياد گلفروش گرسنه با لقمه ناني يخزده در گلوش پيچيد در برهوت پياده رو اما دريغ كس را ياراي آن نبود كه بپرسد كجاست عشق … ما: يعني تو در كنار من رفتيم تا پشت پرده ها باران و برف شب از هياهو، دوده و دروغ دور با شاخه هاي شكفته ي گيسوت و گنجشكان پچپچه گرت بر شانه هام خيس … در زير جواني دوباره ي درخت ايستاده دمي تا از پيري پرشتاب وارهم آه مي كشم آه آخر بگو كجا گمشده اند در كدام كوچ چلچله هاي خندان گونه هات؟ ديروزه ي جواني فراموش مي شود چه زود… طوفان در گرفته ي پيري دار و درخت بي بر بارش شكوفه هاي اشك … تنها نام تو در پگاه پچپچه و پيچك ، در ناله هاي ني لبك چوپان در دريچه هاي بهار و خيابانهاي ديدار … هشت: به راه دشت رفتم ماه با من به شب تنها غمت همراه با من بگفتم با كبوتر هاي كوهي خوشا پروازتان هر گاه با من غم ودرد غريبي كشته زارم خزان مرگ سوزانده بهارم بيابان تا بيابان هر خيابان نشون از كه بگيرم بوي يارم در روزگار انزوا كه پو شانده چشمان توده را رداي ريا، سياه سخت، فقط دستان عشق بي دروغ . ايستاده اي سر افراز به هر افق عطر تنت پيچيده در مشام باد من تاخت مي زنم دشت و دمن كوه و كمر مي پايمت به راه به روياي دشتها مي چينمت چو گل مي نوشمت چو مي مي خوانمت چو شعر **** از مجموعه شعر : کتیبه های نگاه هاشم حسینی
+
..... دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 .... 7:26 پرسه اي از رضا
|
گاهی وقتا با خودم میگم که چرا اینجام
هدفم از این که کمی از وقتم را اینجا باشم چیه؟ بیان دلتنگی ها . عقاید و .... شما چرا اینجایین؟ داگلاس مالوک میگه :اگر نمي تواني شاهراه باشي، کوره راهي باش. اگرنمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش. کميت، نشانگر پيروزي و يا ناکامي تو نيست بهترين هر آنچه هستي باش.
با یادی از فریدون مشیری
+
..... شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 .... 22:38 پرسه اي از رضا
|
الان داشتم وبلاگ http://babayefarda.blogfa.com را می خوندم. در مورد حس پدر بودن و داشتن یه حس بی نظیر.....
راستش من فقط یه بار این حس به سراغم اومده. اونم پارسال تو همین جای دور از همه دنیا..حس قشنگی بود..حس داشتن یه فرزند....البته من هنوز به یقین حس قبل از پدر شدن هم نرسیدم تا اون هنوز راه زیادی مونده...حس دلتنگ شدن و احساس تعلق به یه نفر و .... میدونین داشتن پدر و مادر یه نعمت فوق العاده ست..قدر اونا را باید دونست...
+
..... دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 .... 6:57 پرسه اي از رضا
|
یه پرواز ۶ ساعته و یه توقف کوتاه تو فرنگ وبعد هم یه پرواز ۱۰ ساعته
الان اینجام ....یه جای دور اما نزدیک تا اواخر مرداد ...کار و زندگی توی یه جای غریب اما آشنا ...... دوگلاس مك آرتور میگه: گذشت زمان آدمي را پير نميسازد ,بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده ميكند. راستی شما چطور؟ هنوز هم دنبال آرمانها تون هستین یا...؟ سعی کنین که زندگي را دور بزنین و وقتی که به بلندترين قله ها رسيدين لبخند خودتون را نثار تمام سنگريزه هايي کنین که پاهاتون را خراشيدند. توی مسیر زندگیتون چقدر سنگريزه بوده؟ چقدر به اونا لبخند زدین؟ خوبی اینجا بودن اینه که شادی را لمس می کنم و می فهمم که میشه شاد زندگی کرد. شاید هم من از فلسفه زندگی دور افتادم.....
+
..... یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 .... 19:53 پرسه اي از رضا
|
Shakira, La Pared
+
..... سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 .... 11:28 پرسه اي از رضا
|
به نام دوست در ابتدا تنها كلمه بود دنياي مجازي يه دنياي ديگه هست: آدما. نوشته ها دوستي هاو... اما دنياي قشنگيه اين اولين پست وبلاگ هست و به شاعر دوست داشتني من "سيد" تعلق خواهد داشت.اسم وبلاگ هم از يكي از كتابهاي اون گرفته شده. اما قبل از اون يه نكته را بگم:دوست عزيز و مهرباني در كمنتي كه در وبلاگم گذاشته بود مي گفت اگر كرم مي تونه پروانه شه چرا آدما نتونن پرنده بشن...ديدم حرفش قشنگه و راست مي گه.پس پرنده شدن و ...... هی آسهآسهی آسوده! سيد علي صالحي
+
..... سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 .... 9:38 پرسه اي از رضا
|
|

